عشق و عرفان

خرید بک لینک
غربت خاطره ي همنفسي

كثرت دقيقه هاي بي كسي
نااميدي به اميدي سركش
اين تمنا كه چرا نمي رسي؟

بي سرانجاميِ يلدايي سرد
دردِ نفرين شده ي بي همدرد
فصل تبعيد و دلي بي رويا،
كه تمناي مرا گم مي كرد

دل، پريشان شده از اين بازي
به پريشانيِ خود ناراضي
قصه ي پر زدني بي پرواز
قحطيِ لذت همپروازي

يك كوير و حسرت باريدن
و ستاره اي تهي از ديدن
چشمهايي كه پُرند از ترديد
و لبان عاجز از خنديدن

غنچه اي به حسرت پروانه
واژه هايِ با دلم بيگانه
لحظه هاي غربت و ...

عشق و عرفان...

ما را در سایت عشق و عرفان دنبال می‌کنید

برچسب: پرواز, نویسنده: بازدید: 203 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 19:01

روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد...خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ ...هر چه دشنام از لب خواهم برچید هر چه دیوار از جا خواهم برکند رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند ابر را پاره خواهم کرد من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق ،سایه ها را با آب ،شاخه ها را با باد و به هم خواهم پیوست،خواب کود عشق و عرفان...

ما را در سایت عشق و عرفان دنبال می‌کنید

برچسب: روزی,خواهم, نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:32

آغاز فصلي سرد
براي رهگذري پر درد
تودهاي سياه ابر
در شومترين لحظه زيستن
پله هاي شكسته
در باورهاي رفته
زوزه بادي خشك و سرد
در اين هجوم نااميدي هاي تلخ
زميني عصيانگر پر از ناله هاي مرگ
هدايت بسوي سر آغازي دگر. ...

عشق و عرفان...

ما را در سایت عشق و عرفان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 203 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:32

غربت خاطره ي همنفسي

كثرت دقيقه هاي بي كسي
نااميدي به اميدي سركش
اين تمنا كه چرا نمي رسي؟

بي سرانجاميِ يلدايي سرد
دردِ نفرين شده ي بي همدرد
فصل تبعيد و دلي بي رويا،
كه تمناي مرا گم مي كرد

دل، پريشان شده از اين بازي
به پريشانيِ خود ناراضي
قصه ي پر زدني بي پرواز
قحطيِ لذت همپروازي

يك كوير و حسرت باريدن
و ستاره اي تهي از ديدن
چشمهايي كه پُرند از ترديد
و لبان عاجز از خنديدن

غنچه اي به حسرت پروانه
واژه هايِ با دلم بيگانه
لحظه هاي غربت و ...

عشق و عرفان...

ما را در سایت عشق و عرفان دنبال می‌کنید

برچسب: پرواز, نویسنده: بازدید: 202 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:32

این برگهای زرد به خاطر پاییز نیست که از شاخه میافتند قرار است تو از این کوچه بگذری و آنها پیشی میگیرند از یکدیگر برای فرش کردن مسیرت.. گنجشکها از روی عادت نمیخوانند، سرودی دستهجمعی را تمرین میکنند برای خوشآمد گفتن به تو.. باران برای تو میبارد و رنگینکمان – ایستاده بر پنجهی پاهایش – سرک کشیده از پسِ کوه تا رسیدن تو را تماشا کند. نسیم هم مُداممیرود و بازمیگرددبا ر عشق و عرفان...

ما را در سایت عشق و عرفان دنبال می‌کنید

برچسب: باران,برای,بارد, نویسنده: بازدید: 222 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 22:26

تاریک کوچههای مرا آفتاب کن

با داغهای تازه، دلم را مجاب کن

ابری غریب در دل من رخنه کرده است

بر من بتاب، چشم مرا غرق آب کن

ای عشق ای تبلور آن آرزوی سبز

برخیز و چون سکوت، دلم را خطاب کن

ای تیغ سرخ زخم، کجا میروی چنین

محض رضای عشق، مرا انتخاب کن

ای عشق، زیر تیغ تو ما سر نهادهایم

لطفی اگر نمیکنی، اینک عتاب کن

عشق و عرفان...

ما را در سایت عشق و عرفان دنبال می‌کنید

برچسب: رضای, نویسنده: بازدید: 222 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 22:26

صفحه بندی